حق به گردن ما دارد

جمعی ظرفا به در خانه بخیلی رفتند تا از او چیزی اخذ کنند. خواجه از آمدن ایشان خبر یافت غلام را گفت:(( بیرون رو و این جماعت را بگوی که خواجه من دوش وفات یافته است معذور دارید.))غلام بیرون آمد و پیغام رسانید. ظرفا گفتند:((خواجه ولی نعمت ما بود و در گردن ما حقوق بسیار دارد انتظار جنازه او می بریم تا بیرون آرند و بر او نماز گزاریم و به خاک بسپاریم.))                          مژهhesamمژه

/ 0 نظر / 13 بازدید